نی لبک

با اهل درد شرح غم خود نمی کنم ***تقدیر قصه دل من ناشنیدن است

خدا حافظ؟!!!!!!
ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ٢٦ آذر ۱۳۸۱  کلمات کلیدی:
سلام
حدود چند ماهه که در فکر اينم که اين وبلاگو تعطيل کنم يه جورايی برام خسته کننده شده راستياتش مدتيه که حس می کنم هرچی می خواستم بگم گفتم ديگه تموم شدم يه جورايی کارهام تکراری شده هر روز دنبال مطلب بايد بگرددم بعد براش عکس جور کنم خدايش خسته شدم يه جورايی دل زده شدم و به همين خاطر تصميم گرفتم ديگه وبلاگ نويسی رو تعطيل کنم ودرشو تخته کنم ولی يه جورايی دلم نمی ايد ميبينم اگر برم وميدونو خالی کنم خيليا خوش حال ميشن همونایه که جایه زخم زبونشان هنوزم خوب نشده همونایه که از اون اول تا حالا میگفتن در اینجا رو تخته کن بعدم اگه ماها که خيلی ادعايه دفاع از انقلاب و ولايت رو يدک می کشيم به این راحتی ميدون رو خالی کنيم که ديگه از بقيه چه انتظارييه ولی يه گلاييه دارم از تموم کسايی که با مطالب کذبشون با توهينهاشون و تمسخرهاشون يه جورايی موجبات دل زدگی منو فراهم کردن کسايی که وقتی پايه شعار باشه خدايه ازادی انديشه وبيانن ولی وقتی پايه عملش ميرسن مثل خر تو گل گير ميکنن کسايی که ادعايه منطق و گفتگو رو يدک ميکشن ولی قدرت پاسخگويی به نوشتهايه مخالفينشونو ندارن و تنها کارشون تخریب روحیه و تخریب چهره افراده همونایی که بازخم زبوناشون کاری کردن که وبلاگ دلتنگيهايه يك بسيجي تعطیل شه همونا که دورترین جایه که میبینن نوک دماغشونه همونا که عقلشون به چشمشونه همونا که علمشون تو شکمشونه هموناکه هنرشون زیر شکمشونه همونا که عشقشون،پرستششون لذته هموناکه ازادیشون غارته همونا یکه مثله گندم سن زده می مونن قیافشون عادی و سالمه ولی از داخل پوکن،پوسیدن همونایکه فقط زر میشناسن همونایکه فقط زورو می فهمن همونایکه صبح تاشب به اهنگ دشمنان این اب و خاک می رقصند همونایکه شب تاصبح اهنگ یأس وناامیدی رو تو دل جوونامون مینوازند همونا...
ولی نکته ای که ازش غافلآ اینکه اولين درسی که ما شيعه ها ياد می گریيم اعتقاد به انتظاره انتظار يعنی اميد،امید به فردايی بهتر يعنی اميد به امدن منجی يعنی اميد به زندگی و تا وقتی اين اميد در دل من جا داشته باشه همچنان خواهم نوشت حتی اگر قلمم را بشکنيد.



دست حق يارتون