نی لبک

با اهل درد شرح غم خود نمی کنم ***تقدیر قصه دل من ناشنیدن است

دين گريزی!
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱٦ آبان ۱۳۸۱  کلمات کلیدی:

حلول ماه رحمت بر تمام مسلمین مبارک باد

سلام
امروز امدم تا در مورد پديده اي به نام دين گريزي با شما صحبت کنم.
چيزي که امروز در جامعه ما زياد ديده مي شود وبه نوعي مد شده جوانان فکر مي کنند با دين گريزي به نوعي خود را روشن فکر جلوه مي دهند.
به نظر من اين دين گريزي چند دليل عمده دارد يکي از انها برخوردهاي عده اي از عالمان ديني که بهتر مي دانم از واژه اخوند استفاده کنم چون علما هيچ گاه موجب دين گريزي نمي شوند.
اين گروه از اخوندهاي نااگاه نوع برخورد با جوانان را نياموخته اند وفقط سعي دارند اموخته هاي خود را در سر اين جوانان فرو کنند که مطمئنآ اين کار نتيجه عکس دارد و موجب دل زدگي جوانان از اخوندها وپس از ان دين زدگي مي شود متاسفانه اين گروه از اخوندها چهره علما و مراجع را نيز خدشه دار مي کنند.
از دلايل ديگري که مي شود نامبرد کمبود اطلاعات ديني در بين جوانان ماست متاسفانه جوانان ما فقط يکسري مطلب پيش پا افتاده و عادي را از دين و بخصوص دين اسلام مي دانند وخودشان هم هيچ گاه بدنبال فرا گرفتن مطالب ديگر نمي روند و متاسفانه با اطلاعاتي که انها از اسلام دارند براحتي مي توان انها را دور زد و اسلام را زير سوال برد و جوان هم که پيش ضمينه دين گريزي را در وجود خود مي بيند سريعآ تمام اعتقادات خود را دور ريخته و دين گريز مي شود .
يکي ديگر از اين دلايل خواهشهاي نفساني جوانان است که دين را مانع رسيدن به هواها وهوسهاي خود مي دانند وتفکرشان اين است که با نبود دين به ازادي هاي نامشروع خود مي رسند اين عده بدليل عقدهاي و کمبودهاي ناشي از وجود دين به دين گريزي مي پردازند وپس از ان به دين ستيزي مي پردازند.
کاش داستان به همين جا ختم مي شد ولي متاسفانه همانگونه که همه ما در اين جامعه کوچک خود(وبلاگها)مي بينيم اين جوانان پس از مدتي که به خوبي توسط دوستان و رفقاي هم فکرشان شستشوي مغزي شدند دست به توهين به ائمه و پيامبران الهي مي زنند اين گروه اغلب جوانان نا موفقي هستند که به نوعي در زندگي اجتماعي خود موفق نبوده اند و داراي کمبود ها وعقده هاي رواني هستند که تمام اين ناموفقي ها را از چشم دين مي بينند پس با اموزشهاي غلطي که از دوستان گمراه خود ديده اند دست به توهين وفحاشي نسبت به ائمه مي زنند تا به نوعي اين عقده هاي خود را خالي کنند نوشته هاي اين عده سرشار از توهينها و داستانها بي محتوا و پوچ است که انسان هيچ دليل منطقي براي بيان انها نمي يابد مگر عقده و کمبود .
متاسفانه عده اي نااگاه و بي خبر و گاهي اگاه وبا خبر دست به تمجيد و تعريف از اين از خدا بي خبران مي زنند و جواني که ارزوي تعريف و تمجيد را هميشه يدک مي کشيده به خود مي بالد و سرمست از اين تعاريف دست به نوشتن اراجيف ديگري مي زند که بجز غصه خوردن براي جوانان امروز چيز ديگري را به بار نمي اورد غصه از اينکه چرا جوان امروز پس از دين گريزي به دين ستيزي روي اورده جواني که اگر با واقعيات اسلام اشنا شود و خود انها را تجربه کند هيچ گاه اين اراجيف را نمي نويسد جالب اين است که هيچ کدام از اين دوستان به اندازه سرسوزن از تاريخ اسلام سرشان نمي شود و هنوز فرق بين ام البنين و ام اسلمه را نمي دانند و دست به نوشتن اين اراجيف مي زنند.
نکته جالب اين است که در هيچ يک از اين نوشته ها بوي از استدلال به مشام نمي رسد حتي به خود زحمت نمي دهند که دلايل خود را براي پوچ دانستن دين بيان کنند و فقط به صورت طوطي وار دست به توهين مي زنند کاش به اندازه نصف وقتي را که براي تايپ اراجيف صرف مي کنند صرف فکر کردن درمورد مطالبي که مي نويسند کنند شايد از اين توهماتي که خود براي خود به وجود اورده اند بيرون ايند اگر حال فکر کردن را هم ندارند سري به اين حوزه هاي اسلامي بزنند و با طلبه هاي هم سن و سال خود که سرشان براي پاسخ دادن به هم سن و سالهايشان درد مي کنند صحبت کنند گفتم طلبه جوان چون انها به زبان خودمان حرف مي زنند و گرنه مي دانم هيچ يک از شما حال و حوصله اثباتهاي علما و مراجع را نداريد يا اگر حال هيچ کدام را نداريد در اين جا مطرح کنيد تا ما جوابهاي انها را برايتان در بياوريم و تحويلتان دهيم
اگر هم دوست داريد در اين جهالت بمانيد که خوب بمانيد به قول معروف کسي که خوابيده است را مي توان بيدار کرد ولي کسي که خود را به خواب زده است را هيچ گاه نمي توان بيدار کرد.
و سخني با خوانندگان عزيز:
اول اينکه از تمام دوستاني که به خود زحمت دادن و ايميلهاي سرشار از ويروس خود را براي از کار انداختن اين رايانک زغالي روانه ما کردند کمال تشکر و قدرداني را دارم واگذارشان کردم به خدا ولي مطمئن باشيد هيچ گاه ايميلي را بدون چک کردن باز نمي کنم چه برسد به متعلقاتش حال مي خواهد ايميل يک اشنا باشد يا يک دوست قديمي پس الکي خودتان را خسته نکنيد.
دوم اينکه نياز مبرم به يک همکار وبلاگ نويس دارم که خود داراي وبلاگ باشد وترجيحآ اهل تهران و قابل دسترس باشد.
سوم نياز به يک لوگو دارم البته به اقا رهام عزيز سفارش دادم ولي اگر دوستاني خواستند و مي توانستند لوگوي با مضامين سياسي براي ما بفرستند البته حتمآ چک خواهد شد جون مادراتون ويروسي نباشه همين طوريشم کامپيوترمون داغون هست.

از تمام اين حرفها گذشته خوشم امد يه دونه از اين روشنفکر نماهاي ما نتونستن از تعاريف شهيد مطهري از ازادي اشکال بگيرن البته اينا که سهلآ اون بزرگ بزرگشون که سروش باشه بقول معروف جلوي شهيد مطهري لونگ مينداخت اينها که اصلآ به حساب نمي ياند.

بقول علي اقا يا حق