نی لبک

با اهل درد شرح غم خود نمی کنم ***تقدیر قصه دل من ناشنیدن است

ازادي از نگاه شهيد مطهري.
ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۱ آبان ۱۳۸۱  کلمات کلیدی:
...واما مسئله دوم مسئله ازادي است. بايد ديد ازادي اساسآ ازادي چيست وچه حقي براي بشر به حساب ميايد. معمولآ دو گونه ازادي براي انسان در نظر گرفته ميشود . يكي ازادي به اصطلاح انساني و ديگر ازادي حيواني، يعني ازادی شهوات، ازادی هوی و هوسها...و اگر به زبان قدما بخواهيم بحث کنيم ، بايد ازادی نوع دوم را،ازادی قوه قضبيه وقوه شهويه بناميم .واضح است که کسانی که درباره ازادی بحث می کنند منظورشان ازادی حيوانی نيست، بلکه ان واقعيت مقدسی است که ازادی انسانی نام دارد.
اينجا لازم است توضيح مختصری درباره دونوع ازاديکه مايه اشتباه کاری ومغلطه شده است داده شود.بين ازادی تفکر و ازادی عقيده فرق است. ازادی تفکر ناشی از استعداد انسانی بشر است که می تواند در مسائل بينديشد. اين استعداد بشری حتمآ بايد ازاد باشد ، پيشرفت و تکامل بشر در گرو اين ازادی است.اما ازادی عقيده خصوصيت ديگری دارد ،ميدانيد که هر عقيدهای ناشی از تفکر صحيح ودرست نيست. منشا بسياری از عقايد يک سلسله عادتها و تقليدها و تعصبهاست.عقيده به اين معنا نه تنها راه گشا نيست که به عکس نوعی اعقاد انديشه به حساب ميايد يعنی فکر انسان در چنين حالتی،به عوض اينکه باز و فعال باشد بسته و منعقد شده است ودر اينجاست که ان قوه مقدس تفکر به دليل اين انعقاد و وابستگی در درون انسان اسير وزندانی ميشود. ازادی عقيده در معنای اخير نه تنها مفيد نيست بلکه زيانبارترين اثرات را برای فرد و جامعه بدنبال دارد .ايا درمورد انسانی که يک سنگ را میپرستد بايد بگوئيم چون فکر کرده وبطور منطقی به اینجا رسیده ونیز به دلیل اینکه عقیده محترم است پس باید به عقیده او احترام بگذاریم و ممانعتی برای او در پرستش بت ایجاد نکنیم؟یا نه، باید کاری کنیم که عقل وفکر او را از اسارت این عقیده ازاد کنیم؟یعنی همان کاری را بکنیم که ابراهیم خلیل الله کرد...
حالا کار حضرت ابراهیم(ع) برخلاف ازادی عقیده - بمعنای رایج ان که میگویند هر کس باید ازاد باشد - بود یا انکه در خدمت ازادی عقیده بمعنای واقعی ان بوده است؟اگر حضرت ابراهیم میگفت چون این بتها مورد احترام میلیونها انسان هستند،پس منهم به انها احترام میگذارم ،یعنی درست همان چیزی را که ابراز میکرد که اکنون عقیده ای بسیار رایج است، ایا کار درست و صحیحی انجام داده بود؟از نظر اسلام این اغراء به جهل است نه خدمت به ازادی.در تاریخ اسلام هم پیامبر همان کاری را کرد که حضرت ابراهیم انجام داده بود.ان حضرت به بهانه ازادی عقیده بتها را باقی نگذاشت به عکس دید این بتها عامل اسارت فکری مردمند. صدها سال است که فکر این مردم اسیر این بتهای چوبی وفلزی و...شده است.این بود که بعنوان اولین اقدام بعد از فتح تمام انها را در هم شکست ومردم را واقعآ ازاد کرد.حالا این شیوه رفتار را مقایسه کنید بارفتار پادشاه انگلستان وقتی برای دیدار از هندوستان به انجا رفته بود و در برنامه سفرش بازدید از یک بتخانه گنجانده شده بود.
خود مردم هند وقتی می خواستند داخل صحن شوند کفشهای خود را در می اوردند اما او به نشانه احترام بیش از حد هنوز به صحن نرسیده کفشهای خود را کند و بعد هم مودب تر از همه مقابل بتها ایستاد.در تفسیر این حرکت عده ای ساده اندیش میگفتند ببینید نماینده یک ملت روشنفکر چقدر به عقاید مردم احترام میگذارد غافل از اینکه این نیرنگ استعمار است. استعماری که می داند که همین بتخانه هاست که هند را به زنجیر کشیده و رام استعمارگران کرده است. اینگونه احترام گذاشتنها خدمت به ازادی و احترام بعقیده نیست خدمت به استعمار است.
یا اینکه در کتابهای تاریخ خودمان نوشته بودند کورش چه مرد بزرگواری بود که وقتی بابل رفت وانجا را فتح کرد به بتخانه ها را محترم شمرد از نظر یک فاتح که سیاست استعمارگری دارد این کار امری عادی و یک نقشه معمولی است ولی از نظر بشریت چطور؟ایا جناب کورش خود به ان اعتقاد داشت؟یقینا نه.
اما کورش فکر می کرد این اعتقاد که مردم را در بیخبری نگاه داشته عامل خوبی برای در بند ماندن انهاست.
... همه باید ازاد باشند که حاصل اندیشه ها وتفکرات اصیلشان را عرضه کنند.البته تذکر میدهم که این امر سوای توطئه وریاکاری است توطئه ممنوع است اما عرضه اندیشه های مستقل،ازاد .
... ازادی ابراز عقیده یعنی اینکه فکر خودتان را یعنی انچه که به ان واقعآ معتقد هستید بگوئید حال انکه عده ای به نام ازادی عقیده دروغ بگوئید...ازادی فکر را با ازادی اغفال ومنافق گری و ازادی توطئه کردن که نباید اشتباه بکنیم...

و اما چند نکته:
۱.بنظر شما چقدر از حرف ها و نظرات سیاسیون واصلاح طلبان که بدلیل وجود ازادی بیان تفکرات در جامعه بیان می شود عقایدی است که خود انان به ان اعتقاد راسخ و واقعی دارند.
مثلآ اقای خاتمی که این همه از مردم سالاری وشایسته سالاری دم می زند ایا واقعآ به ان اعتقاد دارد یا به منظور سوء استفاده انها را بیان می کند.
۲.متاسفانه ازادی که امروز در جامعه ما مطرح می شود ازادی شهوات و بی بندباریست که با نگاه گزرا بر جامعه به وضوح قابل رویت است امار دختران فراری و زنان خیابانی نشانگر ازادیست که اقای خاتمی ان را به ارمغان اورده متاسفانه سیاستمداران امروز جامعه فقط به فکر سوء استفاده از احساسات پاک جوانان هستند و چه شعاری بهتر از ازادی چیزی که در حد اعتدال وجود دارد .
متاسفانه ازادی اندیشه ای که امروز از ان دم می زنند هم ازادی توطئه و منافق گریست ، ازادی که با ان به افراد توهین کنیم و شایعه پراکنی کنیم و چهره افراد موجهه کشور را خدشه دار کنیم و اگر کسی جلویمان ایستاد وی را مخالف ازادی بیان معرفی کنیم ، ازادی که دروغهای شاخدار را به عنوان واقعیت به خورد خوانندگان و شنوندگان دهیم و کسی جلوی این کار ما را نگیرد کاری که به وضوح در مطبوعات دوم خردادی دیده می شود .
۳.دوستي پرسيده بودند قاتل مهدس بحرينيان چه كسي بوده و الان دركجاست؟
الان را نمي دانم ولي تا چندي پيش استاندار يكي از استانها بود(نامش محفوظ) اين قتل به دستور مهدي هاشمي انجام شد ــ چشم پير ساده لوح روشن ــ ، دليل زنده بودن وي گذشت اولياي دم بوده.

دست حق یارتان