نی لبک

با اهل درد شرح غم خود نمی کنم ***تقدیر قصه دل من ناشنیدن است

حجاب!
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ٢٦ مهر ۱۳۸۱  کلمات کلیدی:
حجاب اجباري، مصونيت يا محدوديت؟
عيب بحث كردن با طرفداران نظام جمهوري اسلامي در اينست كه تنها پاسخي كه به ذهنشان مي‌رسد استفاده از يك سري جملات كليشه‌اي با كلماتي بعضاً قشنگ است كه از سردمدارانشان آموختهاند. غافل از اينكه اگر خود آنها هنگام شنيدن اين جملات، بدون هيچ چون و چرا و استفاده از قدرت تحليلشان باورشان شده است، طرف بحثشان مانند آنها اين جملات كليشهاي را برهان نميداند. از آن جمله است عبارت: «حجاب مصونيت است، نه محدوديت.»
اين عبارت نيز برگ ديگري است از مرام يك بام و دوهوا كه در تمام جزييات رفتار و گفتار آقايان ميتوان يافت. براي بيشتر روشن شدن موضوع سعي ميكنم كه بار معنايي اين جمله را بيشتر بشكافم.
مبدعين عبارت فوق مدعي هستند، براي اينكه زن از دستدرازي مردان هرزه در امان باشد، اين مسؤوليت بر عهده خود زن است كه از تعرض آنان پيشگيري كند و با پوشيده نگاه داشتن خود، از چنگ اين مردان هرزه رهايي يابد و تنها راه را در همين ميدانند. معتقدند كه اين زن است كه نبايد بهانه به دست مردان هوس باز بدهد ، هر چند كه دستدرازي آن مردان نامشروع است. اين زن است كه بايد با محدود نمودن خود، اين مردان را از حق نامشروعي كه براي خود قايلند بازنگاه دارد.
حال قياس كنيد رفتار نظام را در صحنه سياست بين‌المللي و خصوصاً در تعامل با آمريكا. اگر بخواهيم همان استدلالي را كه آقايان براي حجاب زن ميآورند در مورد روابط ايران و آمريكا اعمال كنيم، به چه نتيجهاي ميرسيم؟ از ديد آقايان، آمريكا در صحنه بينالمللي نقش همان مرد هرزهاي را دارد كه براي خود حقوق نامشروعي قايل است و از دستاندازي به حريم ساير كشورها ابايي ندارد. آيا بايد بپذيريم كه براي اينكه به دست دستاندازان و هرزگان بهانه ندهيم، بايد در لاك خود فرو رويم و خود را محدود كنيم تا مبادا تحريكشان نكنيم كه به ناموسمان تجاوز كنند؟ آيا در رابطه با آمريكا كه قلدر مينامندش، بايد چادر انزوا بر سر كنيم تا مبادا تحريك شود و به ما دستاندازي كند. اگر به آنچه آقايان در عمل ميكنند با ديده اغماض بنگريم و تنها به ادبياتي كه استفاده ميكنند بپردازيم، خلاف آن ادعا را درمييابيم. ادعا ميكنند، نه تنها براي جلوگيري از تجاوز اين قلدر سبيل از بناگوش دررفته سياست بينالملل نبايد خود را محدود كنيم، بلكه بايد هرگونه كه خود ميپسنديم رفتار كنيم و اگر مورد دستدرازي واقع شديم، مشت بر دهان متجاوز بزنيم. آيا همين استدلال را براي حفظ مصونيت زن قبول داريم؟ چرا آقايان نميپذيرند براي اينكه از حريم زنان دفاع شود، بايد مشت در دهان متجاوزان كوبيد، نه اينكه زنان را محدود نمود؟ چرا به جاي اينكه بسيجيان را به جان زنان بياندازيم، فرمان حمله به متجاوزين را نميدهيم. اگر دغدغه اصلي ما مصونيت زنان است، چرا امنيت را در جامعه ايجاد نميكنيم كه هيچ مرد هرزهاي جرأت دستدرازي به حريم زنان را نداشته باشد. تنها پاسخي كه به ذهن من ميرسد آن است كه در حقيقت امر، حجاب «اجباري» تنها به عنوان يك كد حكومتي در جامعه امروز ايران نقش بازي ميكند.

سلام
این نوشته از وبلاگ رهیاب انتخاب شده که پیام ایشان را اشتباهآ پاک کرده بودم واز خود ایشان عذرخواهی کردم واما پاسخ ما به ایشان:
دوست عزیز و گرامی ،ما نمی دانیم به کدام ساز شما برقصیم وقتی با جوانان هرزه برخورد می کنیم می گویید بسیجیان چماق بدستند وقتی کاری به کارشان نداریم می گویید چرا کاریشان ندارید فکر کنم دیر زمانی نگذشته که نیروی انتظامی یگانی ویژه برای مبارزه با مفاسد اجتماعی راه اندازی کرد وبا ماشینهای مشکی معروف خودش به مبارزه با زنان ومردان هرزه پرداخت بیشتر روزنامه های صبح تیتر مبارزه با جوانان را زدند ودر بوق کرنا کردند که ای جوانان را کشتند بردند اخه عزیز من تا وقتی تو مشکلی نداشته باشی کسی کاری به کارت نداره بابا ما خودمون جونیم قیافمون هم به بسیجی نمی خوره ولی تا حالا یک بار هم نیروی انتظامی به یا بسیج به ما گیرنداده در همان زمان سایت گویا مقاله ای را از دهان جوانی چاپ کردند که در نوع خودش بی نظیر بود وانسان را یاد ضرب المثلی مینداخت که می گویید دروغ گو کم حافظه ست داستان از این قرار بود که یک پسر ویک دختر را در پارکی نیروی انتظامی دستگیر می کنند وانها را به مینی بوس های خودشان منتقل می کنند وقصه خیالی همیشگی نکته جالب در این است نزدیک به دو سه سال است که جمع کردن ارازل بوسیله مینی بوس منسوخ شده وجز موارد خیلی خاص ونادر دیگر از مینی بوس استفاده نمی شود.
تا وقتی اصلاح طلبان جامعه علاقه ای برای مبارزه با جوانان هرزه نداشته باشد هیچ نوع پیشرفتی در این راه انجام نمی شود واما در مورد تمثیل جناب عالی از شما بعید بود که چنین قیاسی انجام دهید ولی باز هم با برخورد فیزیکی زنان با مردان هرزه موافقم ولی مشکل جامعه زنانی است که برخورد که نمی کنند هیچ بلکه استقبال می کنند وموجب افزایش مردان هرزه می شوند .
درمورد برخورد بسیج با مردان هرزه همین بس که در همین چند سال گذشته بیش از۱۰شهید ومجروح به جامعه تقدیم کرده اند مشکل امروز بسیجیان این است که ارشاد لسانی انها را با چاقو و قمه جواب می دهند همین است که بسیجیان جامعه از مظلوم ترین اقشار جامعه هستند.
واما در این دوره زمانی که خود اصلاح طلبان به هرزگی علاقه دارند بهترین راه حفظ حجاب بوسیله خواهران عزیز وگرامی می باشد.شما دوستانی که عشق نظر سنجی دارید یک نظر سنجی از زنان جامعه انجام دهید و ببینید چند درصد از زنان چادری در معرض متلک و تعرض قرار می گیرند شاید در حدود ۰.۵ ٪باشد البته بنده هر نوع حجاب را قبول دارم ومهم حجابه نوعش هیچ فرقی نمی کنه فقط اسلامی باشه!
اقای رهیاب چون دیدم از عکس اقا اونم با چفیه خوشت میاد یدونه برات گزاشتم.

دست حق یارتون