نی لبک

با اهل درد شرح غم خود نمی کنم ***تقدیر قصه دل من ناشنیدن است

 
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ٢۸ شهریور ۱۳۸۱  کلمات کلیدی:
سلام به تمام دوستان

فرهاد
دوشنبه، 25 شهريور 1381، ساعت 20:50

خوب بذار من بهت بگم چرا:آن چیزی که من و خیلی ها مثل من را آزار می دهد این نیست که شما و امثال شما چه لباسی می پوشید یا ریش دارید یا .... بلکه این است که شما و امثال شما انتقاد پذیر نیستید
یه ایده برای خودتون دارید که برای خودتون محترمه. ولی معتقدید که هر کس که ایده دیگری داشته باشه باید تکفیر بشه. به عبارت دیگر هیچکس حق نداره غیر از این فکر کنه.هر تفکری غیر از افکار شما باطله و باید با آن برخورد فیزیکی کرد
از دید شما چیزهای مقدسی وجود داره که به هیچ عنوان انتقاد پذیر نیستند.تفکر شما مبتنی بر تقدس گرایی و فرد گراییه. بعنوان مثال هر چیزی که خامنه ای و خمینی یا امام علی بگه درست مطلقه و نباید در اون شک کرد
به هیچ وجه هم تابع رای عموم نیستید. به عنوان مثال گردن نهادن به آرائ عمومی در رابطه با مسائلی مانند ولایت فقیه-حجاب-اسلام و... را به هیچ عنوان قبول ندارید. به عقیده من هر وقت که انتقاد صریح از این مسائل را پذیرفتید شهروند عادی خواهید شد....

اقا فرهاد عزيز يک سوال از شما داشتم ميشه انتقاد رو معنی کنيد ؟
به نظر شما ميشه در حرفهای ائمه ومعصومين شک کرد!
انتقاد با زير سوال بردن مقدسات فرق داره به نظر من تمام گفتار وکردار امامان وائمه بدليل عصمت از گناه واشتباه کاملآ درسته وجای هيچ شک وشبه ای وجود نداره ولی بقيه انسانها که معصوم نيستند ممکن است اشتباه کنند،بعدم درسته که ولايت مطلقه است ولی لزومش اينست که در چارچوب عقل ومنطق حرکت کند پس ما هر حرفی را قبول نداريم در ضمن توهين به مقدسات را هم قبول و نداريم وتحمل نمی کنيم شما می گوييد ما اجازه بيان عقيده به هيچ کس را نمی دهيم لطفآ نگاهی به جامعه بيندازيد تا تعدد عقايد ونظرات را ببينيد.
ما تابع رای مردم هستيم ولی اين به معنای همرنگی با انها نيست نمونه بارز تبعيت از ارای مردم دوم خرداد است ولی ما می گوييم چون مردم معصوم نيستند وممکن است اشتباه کنند پس هميشه نظرات انها درست نمی باشد.
البته اين حرف شما در مورد اسلام وائمه وعصمت انان برای ما زياد تازگی ندارد وقتی اغا جاری بگوييد:
((اگر امام حسين(ع) هم برای حکومت بيايد و حتی اگر خود خدا هم بيايد ومردم انان را قبول نداشته باشند حکومتشان مشروعيت ندارد.))
ديگر از شما چه انتظار است.
چون از اين نوشته شهيد دکتر علی شريعتی که مصداق بارزش کشور ماست را خيلی دوست دارم شما را دعوت می کنم یکبار ان را با دقت به خوانيد وبه جمله جمله ان دقت کنید.

هشتصد سال پيش اولين بار دسته اي از جوانان ما(فتيه المغربين) امريکا را کشف مي کنند وهشت صد سال بعد امريکا پير جوان ما را .... چه بگويم!
انها بيدار شدند وما بخواب رفتيم،مسيحي وجهودها يکي شدند وما صدتا. انها پولدار شدند وزوردار وما فقير وضعيف! وکار ما؟
يک دسته مان هنوز هم مشغول کشمکش هاي قديم اند ونفهميدند که در دنيا چه شده است
يک دسته هم فهميده اند دنيا در دست کيست،نشسته اندو مثل ميمون، ادم ها را تماشا مي کنند وهر کار انها مي کنند، اينها اداشان را در مي اورند!
و در چشم اينها، فقط فرنگي ها ادم اند! ادم حسابي اند،چون فرنگي ها پول دارند،زوردارند.
ما ها ديگر فقير شديم، خوبي هاممان هم حقير شده، انها که پولدار شدند عيب هاشان هم هنر شدند!انها(غربي ها)مي خواهند همه مان را ميمون میمونتر،حتی استادهامان را،شاعرهامان را،بزرگ هامان را،شهر هامان را،خانواده هامان را و حتي بچه هامان را!
انها فقط از يک چيز مي ترسند، از اين مي ترسند که ما از انها پيروي نکنيم.
انها فقط از فهميدن تو مي ترسند!از تن تو هر چقدر هم قوي بشي ترسي ندارند، از گاو که گنده تر نميشي ميدوشنت،از خر که قوي تر نميشي بارت مي کنند،از اسب که دونده تر نميشي سوارت ميشند!
اينه که بزرگ هائي که فکر دارند بايد فقط به چيزهاي بي خود فکرکنند،بچه ها را هم بايد چوري بار بيارند که هر کاري ياد بگيرندو فقط وفقط بلد نباشند فکر کنند!بچه هاي باشند نونوار تر وتميز،چاق وچله،شاد و خندان اما ببخشيد...!
از چه راه؟از اين راه که عقل بچه هامام را از سرشان به چشمشان بيارند!چطوري؟ با روش اموزش وپرورش امريکائي،سمعي وبصري!
يعني بايد گوشات کار کند،چرا؟براي اينکه ان چيزهايي را که پنهان مي کنند وپنهاني مي کنند نبيني،براي اينکه ان کارهايي را که يواشکي وبي صدا!
عقل فرنگي به چشمش است،به گوشش است،به پوستش است،تو مخاط دماغش است،تو بزاق دهانش است،چي ميگم؟علمش توي شکم است ،هنرش زير شکمش است،عشقش فقط پرستش لذت است،ازاديش غارت است،فقط زر را مي شناسد،فقط زور را مي شناسد،فقط زور را مي فهمد؟،گرگ است،روباه است،موش است.
ماها را ميخواد ميش کنه،دينمونو بگيره،دنيامونو بچاپه،پيرامونو خواب کنه،جوونامونو خراب کنه، زنامونو بي شرم، مردامونو بي شرف،دخترامونو عروسک،پسرامونو مترسک، بچه هامونو بچه هاي خوشبختمون-نونوار،شيک وپيک،تر وتميز، چاق وچله ، شوخ وشنگ،با تربيت، اما چي؟سمعي بصري!
حيوان ها سمعي بصري بار مياند،فقط ميتوانند ببينند،بشنوند.

حالا بگيد تا چه حد در اين کار موفق شدند؟

دانشجوي ايراني
سه شنبه، 26 شهريور 1381، ساعت 4:28

سلام - اگر شما در كوي بوده اي من هم در آنجا بوده ام پس چرا آن چيزي سكه من ديده ام با آن چيزي كه تو ديده اي اين قدر تفاوت دارد؟

دوست خوب دليل تفاوت ديده من وشما عينک بنفشی است که شما به چشم زده ايد وشلقم سفید را لبو قرمز می بينيد.
ميگن اگه کسی خواب باشه ميشه بيدارش کرد ولی کسی که خودش رو به خواب زده باشه نميشه بيدارش کرد قضيه بعضی از دانشجويان ما هم مثل ادميست که خود را به خواب زده است خدا کند که بيدار شويد
.
اقا ارتيست عزيز به قول بچه ها گفتنی هرجور القاييد فکر کنید.
دست حق يارتون