نی لبک

با اهل درد شرح غم خود نمی کنم ***تقدیر قصه دل من ناشنیدن است

کوی دانشگاه
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱٧ شهریور ۱۳۸۱  کلمات کلیدی:
سلام
خيلي وقته مي خواهم در مورد کوي دانشگاه و واقعيات نهان ان بنويسم شايد کمي دير يا بي مناسبت باشد ولي مي نويسم چون از اين واقعه خيلي سوء استفاده مي شود.
خاتمي تازه روي کار امده بود و کلام هميشگيش دانشجو و جنبش دانشجويي بود جنبشي که در ازادي نسبي بعد از ۲خرداد پا گرفته بود دانشجويان که سر شار از شور جواني وسرمست از پيروزي در انتخابات خود را مدعيان وصاحبان اصلاحات مي دانستند اصلاحاتي که هيچ گاه وجود خارجي نداشت وفقط در سطح يک شعار باقي مانند در اين ميان عده اي از سياسيون با نزديک شدن به دانشجويان سعي در استفاده از اين پتانسيل ونيروي بلقوه کردن.
و اما ماجرا
مجلس سر گرم بررسي ومراحل پاياني تصويب قانون اصلاح مطبوعات بود و جو به نحوي بود که در صورت مطرح شدن اين طرح حتمآ تصويب مي شد(که شد)مطبوعات زنجيره اي سخت در نگران از اينکه با تصويب اين طرح کارو کاسبي انها تخته شود در اين ميان با وجود تنفر نسبي جامعه از سعيد امامي انها بر ان شدند که از اين جو موجود به نفع خود بهره برداري کنن.
قرار شد در روز قبل از مطرح شدن طرح تمام روزنامه هاي زنجيري با تيتر بزرگ وبا درج نامه اي محرمانه از وزارت اطلاعات اعلام کنند اين طرح از سوي سعيد امامي مطرح شده.
نقشه اجرا شد ولي روزنامه سلام از سوي هم فکرانش رودست خورد تمام انها تيتر هاي خود را تغيير دادن وسلام ماندو يک نامه دروغين ويک خبر کذب.
سلام به دستور قاضي تعطيل شد!
در اين ميان وقتي سياسيون دوم خرداد با برخورد شديد قوه قضاييه روبرو شدن متوسل به دانشجويان ساده دل وپاک نيت شدند البته در ميان دانشجويان امثال منوچهري ها هم حضور داشتن دانشجويان باشور جواني و احساسات پاک در دسيسه سياسيون قرار گرفتن و در اعتراض به تعطيلي روزنامه سلام دست به راهپيماي وتحصن زدند همه چيز عادي به نظر مي رسيد ولي کم کم شعارها بوي توهين به مسئولين را به خود گرفت کم کم کنترل راهپيماي از دست اعضاي دفتر تحکيم خارج شد وبه سوي رفت که هيچ يک انتظار ان را نداشت.
با اين حال همه چيز داشت به خوبي و ارامي پايان ميافت که در اين ميان عده اي از دانشجويان ودانشجو نماها و ارازل به سمت نيروي انتظامي سنگ پراني کردند کم کم جرقه هاي حادثه کوي دانشگاه داشت زده مي شد.
عقربه هاي ساعت به سمت ساعت۲۲ شب حرکت مي کرد که يکي از سربازان نيروي انتظامي به دست دانشجويان به گروگان گرفته شد وبه شدت مورد ضرب وشتم قرار گرفت ساعت۲۴بود که نيروي انتظامي در اقدامي شتاب زده وبه تحريک دانشجويان سعي در سر کوب دانشجويان کرد وبه کوي وارد شد و...
تيتر روزنامه هاي زنجيره اي:حمله وحشيانه نيروي انتظامي به کوي دانشگاه،
بر اساس خبر هاي واصله تاکنون ۶نفر کشته وبيش از۵۰۰نفر زخمي شدند،
صفحات نخستين انها پر بود از عکسهاي منتاژ شده که نشان دهنده کشته وزخمي شدن عده کثيري از دانشجويان بود.جالب اينجاست که از دهها کشته فقط يک جنازه بدست امد و هزاران مجروح حدود دويست نفر شناخته شدند.
و اما در کوي عده اي از دانشجويان در حال درگيري پراکنده با نيروي انتظامي بودند اما عده اي خواهان تشنج در گيري تمام عيار بودند در اين ميان دستهاي پنهاني سعي در سازمان دهي ارازل واوباش تهران و جمع کردن همگي انها وايجاد در گيري به اسم دانشجويان با نيروي انتظامي بودند.
امروز مي خوام چيزي رو بگم که هيچ کس دوست نداره بگه
در اين ميان وزارت کشور نقش جاسوس دو جانبه و چوب دوسر طلا را بازي مي کرد وزارت خانه اي که تحت نظر اقاي لاری فعاليت مي کرد.
عده اي از دانشجويان صبح از کوي خارج شدند و در خيابانها با کمک ارازل به در گيري با ماموران نيروي انتظامي پرداختند عده اي هم به سوي وزارت کشور حرکت کردند و در اين مسير هر چي در مسيرشان بود از بين بردن وقتي به جلوي ساختمان وزارت کشور رسيدن خواهان ملاقات اقاي نوري شدند که در اين ميان در درب اصلي وزارت خانه را کندند نکته جالب اين است که کسي وارد نشد البته اقاي نوري در ان زمان نبودند وبا انها ملاقات نکردند ولي با مداخله معاونان ايشان دانشجويان دوباره به سمت کوي بازگشتند کم کم داشت غروب مي شد که با کمک دانشجويان ونيروهاي وزارت کشور چندين ماشين مدل بالا وارد کوي شد از اينجا بود که سازماندهي کوي بدست چندين سلطنت طلب پير کفتار افتاد در اين ميان بود که عده اي از دانشجويان با پي بردن به نيت شوم انها سعي در کنار گيري از جرياني که قصد براندازي نظام و سوءاستفاده از احساسات پاک انها را داشتند شدند در همين اوضاع بود که با استفاده از امکانات وزارت کشور گشت هاي دانشجويي در اطراف کوي اغاز شد هدف افراد حزب اللهي و زنان چادري ودر کل دوست داران نظام بود که با انتقال انها در زير زمين هاي کوي و استفاده از جديد ترين ابزار شکنجه که توسط وزارت کشور در اختيار انها قرار داده شده بود سعي در گرفتن اعترافات خيالي از انها را داشتند حتي به گفته يکي از اين گروگانها انها مجهز به سلاح گرم وبيسيم بودند.در اين ميان چه چادر هاي که اتش زده شد و چه مرداني که به جرم داشتن ريش کت خوردند.
اما کم کم عده اي از دانشجويان اگاه خود را از اين عناصر معلوم الحال جدا کرده و تحصن خود را به مسجد دانشگاه تهران محدود کردند.
روز يکشنبه بود وبازي دو تيم قرمز وابي پايتخت عده اي از دانشجويان خواهان خروج از کوي وحرکت به سمت ورزشگاه ازادي بودند که با مخالفت اعضاي سازمان دهنده مواجه شدند.
با اوج گيري اين حرکات و سعي دانشجويان براي کشاندن تشنج به نقاط مختلف تهران کار به جاهاي باريک کشيده مي شد در اين زمان بود که در اقدامي موثر بسيجيان هميشه بيدار با حضور خود در صحنه و دفاع از دستاوردهاي انقلاب دست به مقابله با ارازل پرداختند بسيجياني که گاهي يک تنه با اتکا به ايمان و ائمه بسوي خيل عظيم ارازل هجوم ميبردند ديري نينجاميد که اين نيروي مردمي با کمک مردم ونيرو هاي انتظامي اين شورش خياباني واين کودتا را نا فرجام کردند.
اما اوج ناکامي اين عناصر وسياسيون خود باخته داخلي وخارجي در روز۲۳ تيز خلاصه مي شود روزي که مردم بار ديگر با رهبر هميشه اگاه بيعت بستند وبا حضور خود در خيابانها بار ديگر توطئه اي ديگر را خنثي کردند روزي بيادماندني در صفحات تاريخ انقلاب که پاياني بر توطئه شوم دشمنان داخلي و خارجي بود.
در پايان اين حادثه لکه ننگي بر دوم خرداد و اغازي براي سوء استفاده سياسيون از دانشجويان ساده دل بود.

دست حق يارتون