| عمر ابن سعد به جوی ری نرسید شما به یونجه هم نمی رسید!! |
| ساعت ٩:۳٠ ق.ظ روز ٢ دی ۱۳۸۸ کلمات کلیدی: سیاسی ، اجتماعی |
|
سلام شهید آوینی در کتاب فتح خون آورده است: «هنوز نیم قرن از حجةالوداع نگذشته، امت محمد(ص) تیغ بر اوصیای او کشیدهاند و با نام اسلام، قلب اسلام را که امام است، میدرند! اجسامشان به جانب قبله نماز میگزارند، اما ارواحشان هنوز همان اصنامی را میپرستند که ابراهیم شکسته بود. اجسامشان به جانب قبله نماز میگزارند، اما ارواحشان با باطن قبله که امامت است، پیکار میکنند. جاهلیت ریشه در درون دارد و اگر آن مشرک بتپرست که در درون آدمی است ایمان نیاورد، چه سود که بر زبان لا اله الا الله براند؟ آنگاه جانب عدل و باطن قبله را رها میکند و خانهی کعبه را عوض از صنمی سنگی میگیرد که روزی پنج بار در برابرش خم و راست شود و سالی چند روز گرداگردش طواف کند. و ای کاش تا همینجا بسنده میکرد و قلب قبله را با تیغ نمیدرید! عجبا! جهان را ببین که چه سان وارونه میشود! افمن یمشی مکباً علی وجهه اهدی امن یمشی سویاً علی صراط مستقیم؟»
ودر جایی دیگر می فرماید: «عمر بن سعد فرزند سعد ابیوقاص است، فاتح قادسیه، و یکی از آن ده تنی که میگویند رسول خدا(ص) هنگام مرگ از آنان رضایت داشته است. هنوز نیم قرن از رحلت رسول خدا نگذشته، این پسر سعد ابیوقاص است که در برابر فرزند رسولالله و وصی او ایستاده است. ابن سعد تلاشی بسیار کرد تا کارش به پیکار با حسین بن علی (ع) نکشد، اما دهر هیچ کس را ناآزموده رها نمیکند؛ صبورانه در کمین مینشیند تا تو را به دام امتحان درآرد و کارت را یکسره کند که ان ربک لبالمرصاد. پرروشن است که امام حسین (ع) در مرداب وجود عمر سعد به جستوجوی کدام گوهر نابی آمده است: شاید در این مرداب که روزگاری با اقیانوسهای آزاد پیوند داشته است هنوز نشانی از حیات باشد، شاید در این مدفن تاریکی که عمر سعد فطرت الهی خویش را در آن به خاک سپرده است هنوز روزنهای رو به آفتاب گشوده باشد. امام آفتاب کرامتی است که خود را از ویرانهها نیز دریغ نمیکند. آسمان را دیدهای که چگونه در گودالهای حقیر آب نیز مینگرد؟ آب را دیدهای که چگونه پستترین درهها را نیز از یاد نمیبرد؟ چگونه میتوان کار پاکان را قیاس از خود گرفت؟ امام را با خداوند عهدی است که غیر او را در آن راهی نیست، و بر همین پیمان است که امام پای میفشارد. نه، این راز نه رازی است که با من و تو در میان نهند. ولایت امام بر مخلوقات، ولایت خداست، یعنی همهی ذرات عالم، از پای تا سر، بقایشان به جذبهی عشقی است که آنان را به سوی امام میکشد، اما خود از این جذبه بیخبرند. اگر او کشکشانه ما را به کوی دوست نکشد و بر پای خویش رهایمان کند، یاران، همه از راه باز میمانیم. آسمان را دیدهای که از او بلندتر هیچ نیست، اما در گودالهای حقیر آب نیز مینگرد؟ امام در مرداب وجود عمر سعد در جستوجوی نشانی از دریاست، دریای آزاد، دریایی که به اقیانوس راه دارد. زهیر بن قین هرچند خود نمیخواست، اما امام آن عهد فراموششده را با او تازه کرد.» یکی از نکاتی که در فتنه اخیر نمایان شد تغییر شکلی برای تغییر محتوای انقلاب بود یعنی عده ای از یاران سابق امام (رحمه الله علیه) با چهره موجه و اسلامی سعی در تغییر ماهیت اسلامی حکومت نموده اند البته این جریان از زمان خاتمی آغاز شده و جامعه برای این تغییر محک خورد که حوادث سالهای 76 الی 82 در این بین می گنجد!!
مقدمه اخیر از این باب عرض شد که متاسفانه برخی از متدین نیز فریب این جنگ روانی را در فضای فتنه خورده اند که امروز وظیفه ما افسران مبارزه با جنگ نرم تبیین حقیقت امر است ، نگاهی گذرا به تاریخ اسلام نشان از آن دارد که جریان نفاق در بین مسلمین به بعد از زمان پیامبر بر نمی گردد بلکه عده ای از منافقین و معاندین با حکومت اسلامی در زمان پیامبر وجود داشتند و حتی در حاکمیت هم فعالیت میکردند و بعضآ زحماتی هم برای گسترش حکومت نوپای اسلامی پیامبر اعظم (صلوات الله علیه) انجام داده اند. اما پس از مرگ پیامبر (ص) و محیا شدن فضا برای فتنه گری همان ها تیشه زدن به ریشه اسلام را آغاز نمودند و این فتنه از سقیفه آغاز شد و در کربلا به اوج رسید. اما نکته اساسی آن است که چرا مردم انقدر زود توصیه های پیامبر اعظم را فراموش کردند ؟ و در دام فتنه گران افتادند! در این خصوص چند نکته حائز اهمیت است اول اینکه فتنه گران لباس دوست پوشیده بودند از صحابه پیامبر و از مهاجرین و انصار بودند! دوم در مدت زمان کوتاهی و با استفاده از جهل غالب بر جامعه و فضا سازی عمومی موضوعات را وارونه جلوه دادند. سوم برای موفقیت خود دست به جعل احادیث و روایت زدند تا برخی از ارزش ها را با ارزش های جاهلی جابهجا نمایند بطور مثال در خصوص ارجحیت جمع به عقل و شریعت احادیثی ساختند که برخی شان در فرهنگ امروز ما هم نمود دارد مثل خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو ... به تعبیر دیگر اجماع را به جای خیلی از توصیه های پیامبر نشاندند. و مردم فریب فضای حاکم را خوردند و بقول معروف جنگ رسانه ای دنیا پرستان و جاه و مقام خواهان در آن زمان نتیجه داد و 25 سال امیر المومنین (علیه السلام) خانه نشین شد. اما دلیل اصلی انحراف صحابه پیامبر چه بود؟ دلیل اصلی دنیا پرستی ، مال اندوزی و شهوت قدرت و مقام بود. در این بین واقع عاشورا از جهات بسیار عبرت آموز و راه گشای ادامه مسیر برای ما خواهد بود در عاشورا فتنه گران در لباس اسلام و در باطن کفر خویش حاضر شده بودند دیگر یزید شرابخوار زناکار وجهی برای پنهان سازی ذات حقیقی خویش همچون پدر ملعونش معاویه نداشت یعنی تغییر حاکمیت در زمان امام حسن (علیه السلام) با خدعه و نیرنگ عمرو عاص و معاویه و موروثی شدن حاکمیت در بین خلفاء یزید را به حدی مغرور ساخته بود که چهره حقیقی خود را نمایان ساخته بود اطاعت ظاهری از اسلام را هم نداشت. ولی فضای در بین لشگریان یزید متفاوت بود صدای نجوا و رازو نیازشان با معبود در شب عاشورا همچون صدای لشگریان امام حسین (علیه السلام) به آسمان بلند بود آنها نماز می خواندند و روزه میگرفتند اما تفاوت در مسلمان بودنشان نبود تفاوت در نداشتن بصیرت بود یعنی نمی فهمیدند ه با شمشیر اسلام حکومت غیر اسلامی را رقم خواهند زد و این تنها عاملش جهل و حماقتشان بود. لشگریانی که برای کشتن امام و ولی خدا الله اکبر سر می دادند و تکبیر می گفتن گویی الله اکبر گفتن برای ضربه به حکومت الله در تاریخ رسم است!!! انچه امروز مشاهده می شود دقیقاً همین حربه و تاکتیک است یعنی استفاده از نام اسلام برای محو حکومت اسلامی این می شود تعیین هدف حال وسایل آن نیز باید محیا شود ، چه کسی بهتر از یاران امام خمینی (ره) و نخست وزیر آن دوران!!
بلایی که این جاهالان قصد اجرای آن را در زمان ما دارند همان بلایی است که معاویه بر سر اسلام و آورد یعنی تهی کردن اسلام از محتوا و پرداختن به ظواهر!!
مسلمان هستند و دایه امام دارند اما روزه خواری علنی حامیانشان را می بینند و لبخند می زنند، مسلمان هستند و دایه امام دارند اما پاره کردن عکس امام را مشکوک می خوانند و قصه میبافند!
مسلمان هستند و دایه امام دارند اما از کاخ سفید و مسعود رجوی برایشان پیام فدایت شوم می فرستند!
خود مدافع نظریه ولایت فقیه بوده اند حال برای جاه و مقام نقض دفاعیاتشان را می نگارند و می گویند!! خود منتقد مرحوم منتظری بودند و نامه های توهین امیز برایش می نوشتند و می فرستاند حال از جنازه اش پیراهن عثمان می سازند!! این می شود دوگانگی در عقیده یعنی نفاق یعنی استفاده از ابزار جنگ روانی و جنگ نرم برای فریب کاری !! و این است کلید حل فتنه!
دوستانی که دم از آزاد اندیشی می زنند آزادانه به موضوعات فوق فکر کنند والله فکر کردن بد نیست شک کردن هم به عقیده بد نیست!! منتظری خوب یا بد مرد و انشا الله به قول مقام معظم رهبری -زیده عزه- ابتلائات دنیوی کفاره گناهانش گردد که در خیانتش شک نیست و برای او گروهک سید مهدی هاشمی و حمایت از آن ادم کش ملعون بس است، شاید حافظه تاریخی دوستان زود نم کشیده منتظری ساده لوح همان کسی بود که امامی که دایه دارش هستید بخاطر اعمالش از درگاه الهی ارزوی مرگ خویش را می کرد!! چه زود فراموش کرده اید همانگونه که مردم کوفه در کربلا فراموش کردند!! چگونه این تناقضات ماهوی را پاسخ میدهید و چگونه با حاصل خون هزاران شهید بازی میکنید! و چه زود کفاره کارهایتان را پس خواهید داد!! و کربلای ما اگر چه موسوی ها و کروبی ها را دارد اما مطمئنا! قاسم ها(ع) ، علی اکبرها(ع)، ابوالفضل (ع) های زیادی هم خواهد داشت و این درسی است که ما عاشقانه و آگاهانه از عاشورا آموخته ایم مرگ با عزت به از زندگی در ذلت!! ما منتظریم تا محرم گردد هنگامه امتحان ما محیا گردد مائیم و تیغ و حلقوم شما یک مو زه سر علی اگر کم گردد |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : از سال 81 شروع کردم و با این وبلاگ زندگی کردم تا به امروز... چون اعتقاد دارم «ان الحیاة عقیدة و الجهاد» زندگی عقیده و جهاد(اعم از کوشش و جهد تا جنگ و جهاد) در راه آن است نظرات شخصی ام را می نویسم... در جمهوری اسلامی آزادی برای همه هست الا حزب اللهی ها پروفایل مدیر : مهدی |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| لینکستان |








