نی لبک

با اهل درد شرح غم خود نمی کنم ***تقدیر قصه دل من ناشنیدن است

 
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱ شهریور ۱۳۸۱  کلمات کلیدی:
سلام
-------------------------------------------------
تلفن زنگ زد...
خانم خونه گوشي رو برادشت....
-الو سلام بفرماييد...
:سلام منزل اقاي حداد عادل
-بفرماييد...
:ببخشيد اگر امکان داره مي خواستيم براي يه امر خير خدمت برسيم..
-اما خانوم دختر ما هنوز مي خواد ادامه تحصيل بده والان قصد ازداواج نداره بايد ببخشيد.
در همين حين اقاي حداد عادل مياد:
-کيه...
نمي دونم...
اقاي حداد عادل گوشي را مي گيرد:الو سلام بفرماييد..
:سلام اقاي حداد خوب هستيد..
-سلام ببخشيد خانومم بجا نياوردن اقا خوب هستند سلام برسونيد...
:....ببخشيد ما مي خواستيم دخترتون رو براي پسرمون خواستگاري کنيم با اقا هم مشورت کرديم ايشون هم موافق هستند اگر شما و دخترتان موافق هستيد ما مزاحمتان شويم.........
-------------------------------------------------
يکي از پاسدارها وارد اتاق مي شود.....
-ببخشيد اقاي حداد امدن مي خواهند شما را ببينند
:بگوييد بيايند.....
اقا حداد وارد مي شوند...
-سلام اقا
:سلام بفرماييد..
اقاي حداد مي نشيند
:خوب نظر دخترتان چه بود...
-دخترم هم موافق هستند..
:اقاي حداد از همين الان به ايشان بگوييد فکر نکنند دارند عروس رهبر انقلاب مي شود ديگر همه چيز تمام است در خانه ما خيلي سختتر از خانه پدري براي ايشان خواهد بود همانطور که خودتان مي دانيد ما اينجا دو تا اطاق بيشتر نداريم من يک اپارتمان از ارث پدريم در جنوب شهر دارم که زمان رياست جمهوري انجا بودم و بعد از ان انجا را اجاره دادم حالا يک طبقش رو براي اين دو جوان امده کردم که بروند انجا زندگي کنند در ضمن مجلسشون بايد خيلي ساده باشه
و حق استفاده از اموال دولتي و بيت المال را هم ندارند....
-بله به تمام اين مسائل واقفم وهمه چيز را به ايشان گفتم
------------------------------------------------
مراسم عقد کنان
حدود ??تن از مسئولين در مجلس حضور دارن حضور اقاي رفسنجاني، اقاي خاتمي و اقاي ناطق نوري بيش از همه به چشم مي خورد....
مهريه عروس رهبر انقلاب:
يک جلد کلام الله مجيد
يک شاخه گل
پنج سکه به نيت پنج تن
وخود اقاهم خطبه عقد را تلاوت کردند.......
-----------------------------------------------
و اما شب عروسي اقا بدليل پاره اي از مسائل در مراسمي که در خانه اقاي حداد بر گزار مي شود حضور ندارد.
ساعت۱۲ شب و بدليل اينکه کسي از خانوادشون حضور نداره اقا هنوز شام نخورده.
اقا ميرود پيشه يکي از پاسدار ها ومي گوييد:
اخر شب عروسي پسرمون باشه وما شام نخوريم...
پاسدار مي گوييد:از غذاي ما هم چيزي نمانده بجز چند تيکه نون ويکم ماست مي خواييد بگم برن براتون شام بگيرن...
:نه همون نون را بياور بخوريم...
---------------------------------------------
اين هم شب عروسي پسر رهبر انقلاب

اين رهبري است که ما قبولش داريم وبا جان ودل به فرامينش عمل مي کنيم کسي که فرش خانه اش همان فرش شب عروسيه اش است فرشي که رنگش هم رفته.
کسي که مخارج زندگي علي وارش را از کرايه خانه پدريش تامين مي کنند.
کسي که بر عکس بيشتر مسئولين نظام اقازاده هاي گراميش نه در کارهاي اقتصادي کلان فعاليت مي کنند نه سياسي.
راستي تمام دوستاني که مثل انسانهاي ساده وبلا نسبت يابو به شايعات گوش مي دهند وانها را باور مي کنند مي توانند در ايام هفته وصبحهاي زود سري به کوه هاي اطراف تهران بزنند تا رهبر انقلاب را در حين کوه نوردي ببينند اما بدليل وجود مسائل امنيتي ممکن نيست که براتون نام منطقه اي که رهبر انقلاب به انجا مي روند را براي شما بگوييم ولي همين بس که يک ورزش کار هيچ گاه با اعتياد رابطه اي ندارد.
در سياست اين دوره زمونه وقتي در مورد شخصيتي هيچ نقطه ضعفي پيدا نمي کنند سريع به طرفشون تهمت مي زنند چون اسانترين کاره از قديم گفتن:شايعه رو دشمنان درست مي کنند و ابلهان باور مي کنند.
دست حق يارتون