نی لبک

با اهل درد شرح غم خود نمی کنم ***تقدیر قصه دل من ناشنیدن است

پاسخ به اقای منتظری
ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ٢۱ امرداد ۱۳۸۱  کلمات کلیدی:
نامه اقای منتظری
بسم رب الشهدا والصديقين
رب شرحی صدری ويسرلی امری وهلل عقدتآ من لسانی يفقهو قولی.
جناب اقای منتظری که امروز طلايه دار مجاهدين قبل از انقلاب وانقلابيون طرد شده وافراطی هستيد ای کسی که خود را نيمی از حوزه می دانيد اين گونه برداشتها از قران ونهج الباغه که ما قسمتی از ان را به عنوان دليل ترحم ورحم بر منافقين و نيروهای نفوذی به کارببريم شما به نهج الباغه استناد کرديد ونامه حضرت علی(ع) بنده هم به ان استناد کرده وگوشه های از ان را بيان می کنم:
(( فَاٍن اَحَدُ مِنهُم بَسَطَ يَدَهُ اِلی خِيانَةٍ اجتَمَعَت بِها عِنَدکَ اَخبارُ رُعُيُونِکَ اکتَفيتَ بذلِکَ شاهِدآ،فَبَسَطتَ عَلَيهِ العُقُوبَةَ فِی بَدَنِهِ،وَاخَذتَهُ بِما اَصابَ مِن عَمَلِهِ،ثُمَ نَصَبتَهُ بِمَقامِ المَذَلَةِ،وَ وَسمَتَهُ بِالخِيانَةُ،وَقَلدتَهُ عارَ التُهمَةِ))

و خود را از ياران خيانت کار دوردار،واگر يکی از ايشان بخيانت ونادرستی دستش رابيالايد وخبر بازرسانت بخيانت او گرد ايد بگواهی همان خبرها اکتفاکن.پس بايد او را بکيفر بدنی بدهی واورا بکردارش بگيری،وبيمقدار وخوارش گردانی،وداغ خيانت بر او بزنی،وننگتهمت .بدنامی را چون طوقی بگردنش بنهی تا نادرستانرا عبرت وپند باشد.

اين هم سخن ان حضرت است وعدل علی(ع) يعنی اين.
واما ان قسمت که شما بيان کرديد برای رعيتها بيان کردند نه خواص وکسانی که در راس امور هستند.
اقای منتظری شما که قضيه خوارج را مطرح می کنيد وان را به عنوان نشانه از حکومت حضرت علی(ع) بيان می کنيد چگونه است وقتی مهدی هاشمی وباندش دست به اسلحه بردن به دفاع از انها پرداختيد شما از اسلام وحوادث ان استفاده ابزاری می کنيد همانگونه که از شما استفاده ابزاری می شود.
و اما در مورد پيام منتسب به اقای طاهری که ان را نيز عناصر وابسته به شما وبه قصد زنده کردن ياد شما در اذهان عمومی ان را به ايشان تحميل کردند بايد بگويم ايشان از کار خود اظهار پشيمانی کرده ودر اينده نزديک از تمام ملت ورهبر انقلاب عذر خواهی خواهند کرد.
شما که ايشان را از انقلابيون با سابقه می دانيد ايا خاطرات ايشان را درمورد خودتان ودامادتان اقای هادی هاشمی را مطالعه کرده ايد شايد هم پيری موجب شده همه چيز را فراموش کنيد
برای ياد اوری خاطرات اقای طاهری را از قول دوست نزديکشان حجت السلام جعفري گيلاني که در نامه سر گشاده اي که براي اقاي طاهري نوشتن درج شده است جلب کنم:

«به ياد دارم كه ساعت 22 شب مورخ 7/8/65 ازسوي شما(اقاي طاهري) به منزل آقاي بنكدار فراخوانده شدم و در حضور ميهمانان، شناسنامه ي خود را به اين جانب داديد و با فرياد و خشم، اصرار كرديد كه براي من گذرنامه تهيه كنيد تا از كشور خارج شوم و از بي صبري، بر آتش غيرت سپند شده بوديد. وقتي پرسيده شد كه چه حادثه اي رخ داده كه به چنين تصميمي رسيده ايد، پاسخ داديد: من زنده باشم و در منزل آقاي منتظري به حضرت امام خميني، توهين، ناسزا و دشنام بدهند. آن گاه ماجراي ملاقات خود با آقاي منتظري را (در روز پس از دستگيري مهدي هاشمي) بيان كرديد و خاطرنشان ساختيد كه وي اجازه ي صحبت كردن به من نداد و مرا به دامادش (آقاي هادي هاشمي) حواله داد، ولي پس از يك ساعت گفت وگو با سيدهادي، و عده اي كه در آن جا بودند چيزي جز توهين و فحاشي به امام، دستگيرم نشد لذا آن جا را با خشم و اندوه ترك كردم. سرانجام، كوشش به عمل آمد تا شما آرام گيريد و به محضرتان يادآوري شد كه هنر اين است كه آدمي در كشور خودش منشأ كاري گردد نه اين كه با جلاي وطن، غم غربت هم بر غم هاي ديگرش افزوده شود. اين گفت وگو چهار ساعت به درازا كشيد تا جناب عالي از درخواستتان منصرف شديد.»اين سخنان همان اقای ايست که او را از انقلابيان با سابقه می دانيد.

اقای منتظری گذشته افرادهيچ گاه قابل استناد نيست همانگونه که موقعی شما قاوم مقام رهبری بوديد وبه خاطر تغيير راه ورويه وخروج از چهارچوب اسلام وانقلاب از اين سمت عزل شديد.
اقای منتظری شما با چه روی نام امام راحل را بر زبان می اوريد شما که در کتابها وخاطرات خود ننگين ترين تهمت ها را به ايشان زديد حال می گويد امام، انقلاب را بدست اين افراد سپرد.شما به چيزی استناد می کنيد که ان را قبول نداريد.
در ضمن خود امام راحل فرمودند(اين نهضت به اصطلاح ازادی مشروعيت ندارد) اين حکم خيلی وقت پيش داده شده بود ولی امروز عينيت يافت.
شما که به امام استناد می کنيد سخنان اين پير فرزانه را درمورد خودتان خوانده ايد.
اقای منتظری شما نمی خواهد شرمنده اقای پورزند باشما شمرنده خون هزاران شهيد از جمله پسر خودتان هستيد که اين گونه جريان نفاق ودودستگی در نظام را پايه گزاری کرديد شما شرمنده امام وتمام مسئولينی هستی که ننگين ترين فحاشی ها وتهمت را به انها رواو داشتيد شما شرمنده پدران ومادران شهيدی هستی که شهادت فرزندانشان را کشته شدن در راه هيچ وپوچ خوانديد.
از کی تا به حال حمله به مشتی ارازل واوباش ابروی نظام را می برد،ابروی نظام را امثال شما با دفاع از جانيان بلفطره ای مانند مهدی هاشمی وپناه دادن به مشتی منافق ومعاند نظام برده اند.شما که دم از استقلال قوه قضاييه ميزنيد چرا وقتی قائم مقام رهبری بوديد در قضيه مهدی هاشمی سعی داشتيد با استفاده از نفوذ ان زمان خود رای ان را تغييردهيد.
درمورد دادگاه انقلاب و شرايط ان زمان تشخیص شرايط وضروريات زمان به عهده شما نيست بلکه به عهده حاکمان ومسئولين نظام است.
شما يا از فقه و مبانی حکومتی چيزی نمی دانيد يا اينکه خود را به ندانستن.
تا به حال چيزی به نام احکام ثانويه به گوشتان خورده است احکامی که فقيه حاکم به ضرورت زمان وضع می کنند وتا وقتی ضرورت باقی است اين حکم هم باقی است دادگاه انقلاب وويژه روحانيت نيز از احکام وقوانين ثانويه هستند.
اقای منتظری واقعآ ساده لوحيد شما از کسانی کمک و مقابله با شعاردادن را طلب می کنيد که حربه خودشان شعار وسخن است.
و اما اگر ملت ملاک است بسيجی وسپاهی وحزب اللهی هم از مردم هستند ونظر انها ومردم يکی است اقای که خود را از انقلابيون وتاسيس کنندگان اين انقلاب می دانيد بايد بدانيد همين تظاهرات خيابانی بود که موجب انقلاب شد حال اين راهپيمای ها را بی اساس می دانيد اگر نمايشيست پس چرا خونتان را به جوش می اورد.
شما دم از مجلسی ميزنيد که جز بد بختی وفقر وفلاکت چيز ديگری به ارمغان نياورده است.
اقای منتظری بيش از هر چيز اينگونه جبهه گيری های افراد امثال شما به اين نظام وانقلاب لطمه وارد می کند.
در پايان دوست دارم نامه امام به شما را بار ديگر ذکرکنم کاش به توصيه ايشان عمل می کرديد:

«به قدري مطالبي كه مي گفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايده اي براي جواب آن ها نمي ديدم مثلاً در همين دفاعيه ي شما از منافقين تعداد بسيار معدودي كه در جنگ مسلحانه عليه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقين از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و مي بينيد كه چه خدمت ارزنده اي به استكبار كرده ايد. در مسئله مهدي هاشمي قاتل، شما او را از همه ي متدينين متدين تر مي دانستيد و با اين كه برايتان ثابت شده بود كه او قاتل است، مرتب پيغام مي داديد كه او را نكشيد... نامه ها و سخنراني هاي منافقين كه به وسيله شما از رسانه هاي گروهي به مردم مي رسيد ضربات سنگيني بر اسلام و انقلاب زد و موجب خيانتي بزرگ به سربازان گمنام امام زمان- روحي له الفدا- و خون هاي پاك شهدا و اسلام و انقلاب گرديد. براي اين كه در قعر جهنم نسوزيد خود اعتراف به اشتباه و گناه كنيد شايد خدا كمكتان كند...»
به اميد هدايت واظهار ندامت جناب عالی از گذشته سياه خودتان.

والسلام