نی لبک

با اهل درد شرح غم خود نمی کنم ***تقدیر قصه دل من ناشنیدن است

به مناسبت سالگرد شهادت دائی عزيزم فرخ(محسن) رفاهتی
ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱٥ امرداد ۱۳۸۱  کلمات کلیدی:
سلام دوستان
امروز دلم گرفته خيليم گرفته...
دلم عجيب هواشو کرده وقتي نگاه مي کنم وميبينم اونا جون بودن وما هم جونيم اونا کي بودن ما کي هستيم وقتي ميبينم از راهشون خيلي منحرف شديم نا خواسته اشک از روي گونهام جاري ميشه.
اه اي شهدا رفتيد وما رو تنها گذا‌‌‌‌‌شتيد!
امروز نمي خوام بحث سياسي کنم امروز مي خوام با دائي خوبم دردل کنم بعدم گوشه هاي از وصيت نامش رو براتون بنويسم.
دائي جان سلام اونجا که هستي خوش مي گذره شايد به شما ها خوش بگذره ولي به ما اصلآ خوش نمي گذره.
دائي عزيزم از اون روزهاي خوشي که منو با خودت به تيپ۶۶ويژه هوابرد مي بردي ۱۴ سال مي گذره و اوضاع خيلي عوض شده ديگه به ما ها ميگن چماق بدست و هم رزمهاي شما رو به جرم جبهه رفتن به باد تمسخر مي گيرن دائي جان ديگه فرزند شهيد يا خانواده شهيد بودنو افتخار نمي دونن ولي بدون تا اخرين قطره خوني که در وجودمونه پايه اين انقلابو و ادامه راه شماها وا ميستيم.
دائي جان دلم برات خيلي تنگ شده امروز داشتم وصيت نامتو مي خوندم وقتي به سطر هاي پايانيش رسيدم(حتمآ براتون مي نويسم)بغضم ترکيد واقعآ امثال شما ها زميني نبودن نبايد در اين دنياي فاني ميموندن خوش بحالتون دائي جان در پايان ازت مي خوام سلام منو به امام راحل ،پدرم وعموهام برسوني اميدوارم در راه شما شهدا قدم بردارم.در ضمن شفاعت ما فراموش نشه.

و اما وصيت نامه پاسدار شهيدفرخ(محسن)رفاهتي که در تاريخ۱۵/۵/۶۶در خليج نيلگونه هميشه فارس به همراه يارانش در خون خود شناور شدن.
بسم رب الشهدا وصديقين
با درود بي کران بخدمت امام امت سلام بر رزمنگان اسلام وارزوي تعجيل در فرج امام زمان(عج)اين نامه را که اخرين نامه ام است که مي نويسم.اين نامه به عنوان وصيت نامه ام مي باشد که اميدوارم به ان عمل کنيد.
ان الله اشتري من المومنين انفسهم واموالهم بان الجنه يقاتلون في سبيل الله فيقتلون ويقتلون وعدا عليه حقآ في التوراية الا نجيل والقرلن ومن اوفي بعهده من الله فاستبشر واببيفکم الذي با يعتم به ذلک هو الفوز العظيم سوره توبه ايه۱۱۲

خدا جان ومال اهل ايمان را به بهاي بهشت خريداري کرده انها در راه خدا جهاد مي کنند که دشمنان دين را به قتل رسانند ويا خود کشته شوند واين وعده قطعي است برخدا وعهدي است در تورات وانجيل وقران ياد شد از خدا با وفاتر کيست؟

...خدايا اعتراف مي کنم از اينکه ايمانم به بنده بيشتر از تو بود مرگ را فراموش کردم دروغ گفتم سير بودم وبياد گرسنگان نبودم حق پدر ومادر را ادا نکردم ووقت پر ارزش را ازدست دادم.
خدايا اعتراف مي کنم که نتوانستم بر نفسم مسلط گردم در راهي که برايم مشخص کرده بودي سستي ورزيدم وخدايا اين همه گناه کردم ولي تو خيلي مهرباني وگفته اي توبه بنده هايت را مي پذيري اميدوارم توبه مرا نيز بپذيري واز گناهانم در گذر ومرا جزءشهدا قرارده واين جان ناقابل را که به امانت داده اي بپذير،اري اين جان که اينقدر عزيز است وهمگان انرا دوست دارند بايد داد تا به معبود خود الله رسيد.
...سخني با مت حزب الله:
هميشه در صحنه باشيد وبه اهم واجبات که امروزجنگ و جهاد است بپردازيدمساجد را که سنگر هستند خالي نگذاريدودر نماز جماعت وجمعه شرکت فعال داشته باشيد به دنيا پرستان بگوييد اينفدر به فکر دنيا ماديات نباشند که هر چه در اين دنياست امانتي در در دست ماست وبايد درقيامت حساب همه چيز را پس دهيم...

.... برادران وخواهران عزيز با قران انس بگيريد وبدنبال مد ومدگرايي نباشيد وحجاب خود را خوب حفظ کنيد وهمواره مراقب نفس خود باشيد بفکر استقلال وخود کفائي باشيد نه اينکه هر روز بدنبالب رسيدن به يک کالاي خارجي باشيد از مصرف گرائي پر هيز کنيد که مملکت را فلج مي کند وکارها را با نام خدا وتوکل به خدا اغاز کنيدو با موفقيت به پايان برسانيدانشا الله ملت بعد از اتمام جنگ با حضور بيشتر خود در صحنه وپرداختن به تزکيه نفس وخود سازي وتوکل به خدا وبا پيروي از امام امت و ولايت فقيه در پياده کردن احکام قران سعي بيشتري خواهند کرد تا زمينه ظهور براي مولا امام زمان(عج)اماده شود.
روزکه به مفهوم عبادت برسيم
انروز بود که بر سعادت برسيم
ما مثل حسين واردجنگ شديم
بايد همچو او به شهادت برسيم

با سلام گرم بخدمت خانواده عزيزم که موظفم دست کوچک وبزرگ شما را ببوسم وبا ارزوي مغفرت براي خود وشما اين ستون را مي نگارم.
الجنة تحت اقدام امهاتکم بهشت زير پاي مادران است.
اي پدر ومادر عزيز نميدانم از کجا شروع کنم و با چه زباني از شما قدرداني کنم که هر چه بگويم کم گفته ام....
...اي پدر ومادر عزيزم چه بگويم که زبان قاصر است زيرا خيلي مديون شما هستم از شما حلاليت ميطلبم بخاطر اينکه نتوانستم حق شما را ادا کنم وبازوئي براي گرداندن زندگي وتربيت بچه ها باشم.
از شما بپاس زحماتي که برايم کشيديد وسختي هائي را تحمل نموديد قدرداني ميکنم.
مطمئن هستم حالا که خدواند امانتش را از شما گرفته صبور ومقاوم خواهيد بود خداوند اين چنين پدر ومادراني را که حاصل عمر خود را در راه خدا مي دهند دوست ميدارد.....
برايم اشک شوق برزيد که منطق ما منطق قران واسلام ومنطق ما منطق رسول الله(ص)و منطق حسين(ع) است....
به عرض خا نواده گراميم ميرسانم که اگربه ارزوي خودم يعني شهادت نائل گشتم واگر جنازه ام را پيدا نموديد مرا دربهشت زهرا کنار شوهر خواهر عزيزم اقا محسن دفن کنيد واگر براي شهيد شدنم گريه کنيد از شما راضي نيستم ولي اشک شوق بريزيد ودعا بجان امام بکنيدو سلام اين حقير را به امام عزيز و مسئولين وملت عزيز وشهيد پرور ايران برسانيد.
در اخر ميخواهم که هر جا که اسم مرا يعني فرخ را مي نويسيددر کنارش ودر داخل پرانتز(محسن)نوشته شود چونکه من خيلي محسن را دوست داشتم واز شما خواهش مي کنم مواظب پسرش مهدي باشيد وبه وي بگوئيد که من پيش پدرش رفته ام.

دستهايم را از تابوت بيرون گذاريد تا دنيا پرستان بدانند دست خالي از دنيا رفتم وچشمهايم را باز گذاريد تا کور دلان بدانند که کور کورانه اين راه را انتخاب نکرده ام.

خدا نگهدار همه شما والسلام
فرخ(محسن)رفاهتي ۱/۴/۶۶

به اميد ادامه راه شهدا
حق يارتون