نی لبک

با اهل درد شرح غم خود نمی کنم ***تقدیر قصه دل من ناشنیدن است

پاسخ به سوالات يکی از دوستان عزيز
ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱٢ امرداد ۱۳۸۱  کلمات کلیدی:
Monday, July 22, 2002 :::
79266512">
به نامش
ديرز در وبلاگ عمومي به وبلاگي برخوردم به
نام منکرات به گونه مرا ياد سخنان الله کرم و
دهنمکي و ... مي اندازد .
در قسمت نظر سنجي آن نوشتم که امشب در
وبلاگم چند سوال از شما دارم ، اگر که پاسخ بدهيد
ممنون ميشوم .
1 ــ به نظرشما وقتي که مرحوم خميني در سال
57 در پاسخ به سوال خبر نگاري که در هواپيما
از ايشان پرسيد چه احساسي داريد ؟ و ايشان پاسخ
دادند که هيچ احساسي ، آيا خون شهيدان انقلاب و
رنج کشيدگان انقلاب به سخره گرفته نشد ؟
2 ــ بعد از آزاد سازي خرمشهر ، نپذيرفتن معاهده صلح
آيا خيانتي نبود به کشورمان ؟ آيا در ادامه يافتن
جنگ جز بر جا گذاشتن صدها هزار شهيد و ميليونها
جانباز و اسير و از بين رفتن سرمايه هاي کشور عزيزمان
حاصل ديگري براي ايران داشت ؟
3 ــ آيا در مورد وقايع سال شصت و هفت اطلاعاتي داريد ؟
کشتار زندانيانم سياسي را عرض ميکنم . نظر خودتان
را در مورد آن بفرماييد .
4 ــ نظرتان را در مورد حصر بيت آيت الله منتظري
که خود از مراجع تشيع ميباشند چيست ؟ آيا ميدانيد
که علت اصلي برکناري ايشان اعتراض به ماجراهاي
سال 67 که سوال قبل به آن اشاره کردم ميباشد ؟
5 ــ نظرتان در مورد حوادث کوي دانشگاه چيست ؟
آيا شما هم دانشجويان ضرب و شتم شده را جزو اراذل
و اوباش ميدانيد ؟ آيا شما هم عملکرد گروه هاي فشار
را تائيد ميکنيد ؟
6 ــ نظز شما در مورد قتلهاي زنجيره اي چيست ؟
آيا شما نيز شهيدان اين حوادث خونبار را ناصبي و
واجب القتل ميدانيد ؟ آيا فيلم شکنجه افراد خودي
را مشاهده کرديد ؟ آيا از خود پرسيديد که اگر با
افراد خودي اين ميکنند با غير خودي ها چه ميکنند ؟
7 ــ فکر ميکنيد که اين نظام به اصطلاح اسلامي شما
چند ميليون در کشور هوادار دارد ؟ آيا فکر ميکنيد بيشتر
از 2ميليون نفر ؟ آيا فکر ميکنيد در تهران 14 ميليوني
بيشتر از100 يا200هزار تن در اين تظاهرات شرکت
کرد ؟
فعلا اين سوالان را پاسخ دهيد تا بعد سوالات ديگر خود را
مطرح کنم و با يکديگر به مباحثه بپردازيم .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کپي برابراصل
سلام بر همه دوستان
اين سوالات رايکي از دوستانمان در وبلاگ خود مطرح کرده واز من جواب خواستن با اينکه کمي دير شد ولي بايد ببخشيد.
ج۱.منظور خبرنگار ،احساسات و حالات نفساني و مادي بود مانند احساس غرور وتکبر يا سرمست بودن از پيروزي بوده.ولي اين احساسات در مردان خدا معنا نشده وبراي امام غرور وتکبر معنا نداشت.اين را هم بايد در نظر بگيريم که اين نهضت به رهبري امام در نوع خودش در جهان بي نظير و خبر نگار با اين سوال سعي در پيدا کردن بعدي مادي وخود خواهانه در وجود امام بود.که امام با اين پاسخ انديشه هاي اين خبر نگار را نقش بر اب کرد.
ج۲.درمناقشات سياسي وجنگها وقتي دو کشور پاي ميزمزاکره وصلح مي نشينند کشوري در اين معاهده پيروز است و شرايط ومفاد عهد نامه را به نفع خود تنظيم مي کند که از برتري واز موضع قدرت پاي ميز مزاکره بنشيند نه در شرايطي مساوي يا از موضع ضعف وناتواني در ضمن معاهده اي که پس از فتح خرمشهر به ايران پيشنهاد شد نه تنها به نفع ايران نبود بلکه به نفع عراق تنظيم شده بود و از مهمترين خواسته هاي ايران که همانا تعيين کشور مهاجم وپرداخت غرامت به ايران بخاطر هجوم وحشيانه عراق به شهرهاي ما بود لحاظ نشده بود.
توجه شما را به اين نکته جلب ميکنم که با اين که ما درقطعه نامه۵۹۸از موضع برتري وقدرت بوديم هنوز به بعضي از خواسته هامان نرسيديم حال شما انتظار داشتيد در شرايط مساوي يا برتري نسبي عراق حتي پس از فتح خرمشهر ما بايد معاهده صلح را قبول مي کرديم.
و البته خيلي ساده انگارانه است که معاهده صلح در ان زمان را پاياني بر جنگ تحميلي بدانيم
همانگونه که پس از قطع نامه۵۹۸وصلح دو کشور عراق به اين معاهده پايبند نبود و عمليات
مرصاد را با همکاري منافقين ترتيب داد که البته با پاسخ دندان شکني مواجه شد.
بعدم سعي کنيد در بيان ارقام بيشتر دقت کنيد« صدها هزار شهيد و ميليونهاجانباز و اسير»فکر نکنم بعد از فتح خرمشهر وادامه جنگ ما اين همه شهيد واسيرو جانباز داده باشيم سعي کنيد از مبالغه پرهيز کنيد.شايد اين ارقام مربوط به کل جنگ تحميلي اين ارقام باشد.
ج۳.اگر منظور شما از زندانيان سياسي مهدي هاشمي وباند مخوف اوست تا انجا که بنده اطلاع دارم همگي در دادگاه محاکمه شده ومحارب شناخته شدند.
واعدام محارب چه از نظر شرعي وچه قانون اساسي کاملآ صحيح مي باشد.
فردي که در جامعه اسلامي(مدني) به قصد براندازي يا ايجاد رعب و وحشت دست به اسلحه ببرد محارب ميباشد ومجازات محارب اعدام وتبعيد مي باشد.
به نظر شما اقدام به ترور علما،قتل وعام مردم، اهانت به ساحت مراجع،اهانت به امام راحل،افشاي اسرار نظامي وملي در جنگ تحميلي،نشر اکاذيب و دست بردن به اسلحه براي براندازي نظام و.... وجرائم عديده ديگر براي محارب شناختن مهدي هاشمي وعوامل او کافي نيست.
ج۴.اولآ اجتهاد داشتن يک فرد به معناي عصمت از اشتباه وخطا نيست.
دومآ ما منکر علم ايشان در ضمينه ديني وفقهي نيستيم مشکل اصلي ايشان ساده لوح بودن و لانه کردن فنافقين ومعاندين نظام در بيت ايشان واثر گزاري اين عوامل بر تصميمات ايشان و
جبهه گيري هاي نا بخردانه ايشان در جنگ تحميلي و نشرنامه اي در حمايت از اعمال مهدي هاشمي وباند مخوف ايشان و تقاضاي عفو براي اين محارب و همچنين اعلام نظرات وعقايد منافقين در محافل ورسانه ها موجب شد امام راحل ايشان را از قائم مقامي رهبري عزل ودر بيت خودشان حصر کنند.
براي درک بهترمسائل نامه امام راحل در پاسخ به نامه اقاي منتظري درحمايت ازمهدي هاشمي را به نظرتان ميرسانم:
«به قدري مطالبي كه مي گفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايده اي براي جواب آن ها نمي ديدم مثلاً در همين دفاعيه ي شما از منافقين تعداد بسيار معدودي كه در جنگ مسلحانه عليه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقين از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و مي بينيد كه چه خدمت ارزنده اي به استكبار كرده ايد. در مسئله مهدي هاشمي قاتل، شما او را از همه ي متدينين متدين تر مي دانستيد و با اين كه برايتان ثابت شده بود كه او قاتل است، مرتب پيغام مي داديد كه او را نكشيد... نامه ها و سخنراني هاي منافقين كه به وسيله شما از رسانه هاي گروهي به مردم مي رسيد ضربات سنگيني بر اسلام و انقلاب زد و موجب خيانتي بزرگ به سربازان گمنام امام زمان- روحي له الفدا- و خون هاي پاك شهدا و اسلام و انقلاب گرديد. براي اين كه در قعر جهنم نسوزيد خود اعتراف به اشتباه و گناه كنيد شايد خدا كمكتان كند...»
در اينجا بد نمي دانم توجه شما را به قسمتي از خاطرات اقاي طاهري(که جديدن سينه چاک اقاي منتظري شده)در مورد ايشان ومهدي هاشمي از قول دوست نزديکشان حجت السلام جعفري گيلاني که در نامه سر گشاده اي که براي اقاي طاهري نوشتن درج شده است جلب کنم:
«به ياد دارم كه ساعت 22 شب مورخ 7/8/65 ازسوي شما(اقاي طاهري) به منزل آقاي بنكدار فراخوانده شدم و در حضور ميهمانان، شناسنامه ي خود را به اين جانب داديد و با فرياد و خشم، اصرار كرديد كه براي من گذرنامه تهيه كنيد تا از كشور خارج شوم و از بي صبري، بر آتش غيرت سپند شده بوديد. وقتي پرسيده شد كه چه حادثه اي رخ داده كه به چنين تصميمي رسيده ايد، پاسخ داديد: من زنده باشم و در منزل آقاي منتظري به حضرت امام خميني، توهين، ناسزا و دشنام بدهند. آن گاه ماجراي ملاقات خود با آقاي منتظري را (در روز پس از دستگيري مهدي هاشمي) بيان كرديد و خاطرنشان ساختيد كه وي اجازه ي صحبت كردن به من نداد و مرا به دامادش (آقاي هادي هاشمي) حواله داد، ولي پس از يك ساعت گفت وگو با سيدهادي، و عده اي كه در آن جا بودند چيزي جز توهين و فحاشي به امام، دستگيرم نشد لذا آن جا را با خشم و اندوه ترك كردم. سرانجام، كوشش به عمل آمد تا شما آرام گيريد و به محضرتان يادآوري شد كه هنر اين است كه آدمي در كشور خودش منشأ كاري گردد نه اين كه با جلاي وطن، غم غربت هم بر غم هاي ديگرش افزوده شود. اين گفت وگو چهار ساعت به درازا كشيد تا جناب عالي از درخواستتان منصرف شديد.»

ولي اين عالم جاهل ساده لوح که بي شباهت به ابوموسي اشعري(جاهل زمان امام علي(ع) )
نيست.نه تنها از اين پند استاد ومراد خويش عبرت نگرفت بلکه به اعمال خود ادامه داد.
زنهار که حرف امام در گوش اين جاهل ساده لوح اثرنکرد چون مجذوب سخنان معاندين ومنافقين شده بود و ديگر وقتي براي تفکر در گفته هاي امام نداش.
اين پيرمرد ساده انديش که در تمام تصميماتش عناصر ديگر تاثير گزار بودن حتي به خون پسرش نيز خيانت کرد واز راه شهدا منحرف شد. خدا کند عاقبت بخير شود(ارزوي محال)
ج۵.حادثه کوي دانشگاه بر اثر استفاده ابزاري از دانشجويان وبهره بردن از احساسات پاک انها توسط سياسيون دوم خردادي در مناقشات سياسي و وجود عناصر خود فرو خته در ميان دانشجوها و سوق دادن انها بسوي اهدافي از پيش تعيين شده وتبديل يک راهپيماي که در اعتراض به توقيف روزنامه سلام بود به اعتراض عليه حکومت و زير سوال بردن ارکان حکومت و سوء استفاده از فضاي باز سياسي بود.
که در اين ميان اشتباه نيروي انتظامي در حمله به کوي نيز تا حدودي بچشم مي ايد ولي تحريک دانشجويان وحتاکي انها به مقامات سياسي قابل چشم پوشي نيست.
در مورد وجود ارازل واوباش در ميان دانشجويان وتحريک دانشجوها توسط انها هيچ جاي شک وترديدي ندارد.ولي اين رو از قديم گفتن وقتي جايي اتيش ميگيره ترو خشک با هم ميسوزن
البته جرقه هاي اين اتيش رو خود دانشجوها زدن.
بر کسي پوشيده نيست در همان روزهاي اغازين کنترل اوضاع از دست دانشجويان خارج شد کنترل اوضاع بدست سلطنت طلبان واشوبگران افتاد البته دانشجويان وقتي متوجه اين وضعيت
شدند که دير شده بود.
البته با هوشياري رهبر معظم انقلاب و رهنمود هاي اين رهبر فرزانه و با عملکرد به موقع بسيجيان هميشه بيدار ومردم هميشه در صحنه ايران والبته تبري جستن دانشجويان از اشوب طلبان موجب شد اوضاع به حالت اوليه باز گردد .
وحماسه۲۸تيرو حضور ميليوني مردم در حمايت از بيانات رهبر فرزانه انقلاب پاياني بر توطئه شوم ۱۸تير بود.ولي اين لکه ننگي بر دامن اصلاح طلبان بود که هميشه خاطره سوء استفاده از احساسات پاک دانشجويان وفرزندان اين مرز و بوم را در خاطرها زنده مي کند.
و اما گروه فشار
اگر منظور شما از گروه فشار لباس شخصيهاي است که در بيشتر درگيريها حضور دارند و هميشه هوشيار و اماده دفاع از دستاوردهاي نظام هستند وهميشه عرصه را براي سوء استفاده سود جويان تنگ مي کنند، باشد بايد اين نکته را ذکر کنم که بيشتر اين افراد از مراجع(ارگانهاي)زيصلاح حکومتي مي باشند که بدلايل عديده با لباس شخصي در در گيريها حضور پيدا ميکنند و همگي داراي حکم ماموريت مي باشند.
حال من از شما يک سوال دارم جواناناني که از محله هاي خود از جمله هفت حوض نارمک،نظام اباد،خاک سفيد،خاني اباد، افسريه،دروازه دولت، دروازه دولاب،اتابک و.... به وسيله ميني بوس به کوي واطرافش منتقل مي شدند وشروع به خراب کاري مي کردند ودر پايان روز مبالقي در يافت مي کردند و به محله هاي خود باز مي گشتن توسط چه کساني شارژ روحي ومادي مي شدند؟کساني که منکر ارازل واوباش هستند توضيح دهند
يا اينکه سلطنت طلباني که کنترل اوضاع را در دست داشتند چگونه بکوي وارد شدن وبه وسيله
چه کساني فراري داده شدند؟

عزيزان حادثه کوي نکات روشن نشده زيادي دارد.

ج۶.اولآ نکته اي را لازم به ذکر ميدانم و ان اينکه هيچ کدام ازاين مقتولين شهيد حساب نمي شوند چون تعريف شهيد کسي است که در راه اسلام ودفاع از ان جان خود را نثار کند حال اينکه در مسلمان بودن اين مقتولين جاي شک وشبهه وجود دارد.
دومآاينکه کسي واجب القتل است يا نيست را مراجع(بجز ساده لوح) بايد نظر بدهند.
ولي در اين که اين افراد افراد سالمي نبودن شکي نيستن.

و اما قضيه فيلم شکنجه ها
فکر کنم شما هنوز معني خودي وغير خودي را خوب نفهميده ايد چون کسي که بر عليه مصلحت نظام اعمالي را انجام دهد خودي نيست.بعدم فکر کرديد در کشورهاي که دايعه حقوق بشر را يدک مي کشند(امريکا)براي حرف کشيدن از مخالفينشان انها را ناز ميکنند.

ج۷.شما تا کي مي خواهيد نظام را از پشت عينک بدبيني ببينيد شما تا به حال به نتايج انتخابات توجه داشته ايد يا اينکه راهپيماي ميليوني ??بهمن را نديديد تا کي مي خواهيد به خودتان تلقيين کنيد که مردم حکومت را نمي خواهند چرا نمي خواهيد بپزيريد کسي به زور در اين راهپيماي ها شرکت نمي کند ببينم جواب مردم به الهه جنگ (بوش) را نديديد.
اين عينک بدبيني را از چشمهاي الوده خودتان بر داريد.قبول کنيد با تمام کمي ها وکاستيها مردم ايران در ازادترين و مستقل ترين کشور حال حاضر جهان زندگي مي کنند وحکومت ومسئولين نظام را دوست دارنداين پنبه ها را از گوشهايتان خارج کنيد حتمآ صداي مردم را خواهيد شنيد که همگي کشورشان را دوست دارن وخود اينده خودشان را رقم مي زنن.
بد نيست خا طره اي از اين راهپيماي جمعه را برايتان تعريف کنم در ان روز جواني از من پرسيد شنيدم اخر راهپيماي گوشت ومرغ وروغن ميدن گفت اگه جاي ديدي دارن ميدن به ما بگو.
بجوري با تبليغاتشون شما ها رو منحرف کردن بيدار شيد وصداي رساي مردم ايران را بشنويد.
عزيز دلم فقط۵۰۰،۴۰۰هزار نفر تو دانشگاه بودن خيابانهاي اطراف هم پر بود تازه از ازدحام جمعيت در دانشگاه رو بستن تا ديگر مردم وارد نشوند چون ظرفيت دانشگاه تکميل شده بود.
حال شما مي گيد کسي استقبال نکرده بود از اين تنگ نظريتون متاسفم.
در پايان از تمام دوستان خواهشمندم نقطه نظرات خود در مورد اين سوال وجواب را بيان کنيد.

حق يارتون